لغت نامه دهخدا
مرغوبیت.[ م َ بی ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) مصدر جعلی از مرغوب. مرغوب بودن. مورد پسند بودن. رجوع به مرغوب شود.
مرغوبیت.[ م َ بی ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) مصدر جعلی از مرغوب. مرغوب بودن. مورد پسند بودن. رجوع به مرغوب شود.
مرغوب بودن مرغوبی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شواهد در خصوص پوشش گیاهی نشان میدهد، حوزه مذکور سابقاً از تنوع و مرغوبیت زیادی بر خوردار بوده که در دهههای گذشته از این پوشش کاسته شدهاست. در گذشته نه چندان دور حاشیه این تالاب از انواع درختان و نیز گونههای انار وحشی، ازگیل، خیزران، گالی و ارملک پوشیده بود که رشد و توسعه ناموزون شهری در چند دهه گذشته موجب تغییر این اکوسیستم شده بهطوریکه بسیاری از این گونهها هماکنون از بین رفتهاست.
💡 کاغذ حَمَوی: از انواع کاغذ شامی است که در شهر «حماﺓ» ساخته میشد که از نظر مرغوبیت با کاغذ بغدادی برابر نیست. قلقشندی در «صبح الاعشی» ضمن اشاره به قطع آن مینویسد که قطع این کاغذ از قطع بغدادی کوچکتر است.
💡 شهرستان استهبان استان فارس بزرگترین تولیدکننده انجیر دیم در جهان است که محصول آن از کیفیت و مرغوبیت خاصی برخوردار است. گفته میشود که قدمت برخی از درختان انجیر این شهر به بیش از ۴۰۰ سال میرسد. این گونه انجیر در متون علمی با نام «رقم سبز استهبان» شناخته میشود که در لفظ عموم نیز رایج است.
💡 خودروی لوکس واژهای است که برای نامیدن گروهی از خودروها بهکار میرود که اشرافیت، حد اعلای راحتی و مرغوبیت را برای فردی که سوار میشود؛ فراهم میآورد. سطح عملکرد، میزان تجهیزات، راحتی، زیبایی و فناوریهای بهکار رفته در این کلاس خودرو در حدی است که تنها قشرهای خاصی از جامعه توانایی خرید آنان را دارند.