محرمی

محرمی به عنوان یک مفهوم فرهنگی و اجتماعی، نمایانگر یک سری مراسم، آداب و رسوم خاص مرتبط با عزاداری برای امام حسین (ع) و یاران ایشان در واقعه عاشورا می‌باشد. این ایام در واقع زمانی است که مردم با برگزاری مراسم‌های مختلف، احساسات خود را نسبت به مظلومیت اهل بیت و پیام عاشورا ابراز می‌کنند. در این دوره، جوامع مختلف با حضور در مراسم‌ مذهبی، نذری دادن، برپایی دسته‌های عزاداری و خواندن مداحی، به یادآوری و پاسداشت این واقعه مهم می‌پردازند. از آنجا که محرم دارای ابعاد عمیق‌تری از جمله بُعد اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است، نقش آن در وحدت و همبستگی میان مردم نیز غیرقابل انکار است. محرمی نه تنها به عنوان یک زمان برای عزاداری، بلکه به عنوان فرصتی برای تقویت احساس همدلی و همبستگی در جامعه نیز شناخته می‌شود. در این ایام، افراد از اقشار مختلف جامعه گرد هم می‌آیند تا با به اشتراک گذاشتن غم و اندوه، یاد و خاطره امام حسین (ع) را زنده نگه دارند و در عین حال پیام‌های عاشورا را به نسل‌های آینده منتقل کنند.

لغت نامه دهخدا

محرمی. [ م َرَ ] ( حامص ) عمل محرم. حالت و چگونگی محرم. محرمیت.محرم بودن. صداقت و راستی. اعتماد برای نهفتن راز. ( از ناظم الاطباء ). رازداری. سِرنگهداری: 
زید از سر محرمی و خاصی 
برده ز میان عمرو عاصی.نظامی ( لیلی و مجنون، ملحقات ص 242 ).وحدت گزین و همدمی از دوستان مجوی 
تنهانشین و محرمی از دودمان مخواه.خاقانی.پس زبان محرمی خود دیگر است 
همدلی از همزبانی بهتر است.مولوی.
محرمی. [ م َ رَ ] ( اِخ ) ازشاعران قرن نهم هجری عثمانی. ( قاموس الاعلام ترکی ).
محرمی. [ م َ رَ ] ( اِخ ) از شاعران ایران در دربار سلطان حسین بایقرا بوده است. این قطعه از اوست:
بی رخت روز و شبم در الم و غم گذرد
بی الم بر من مسکین نفسی کم گذرد.
بی مه روی تو هر صبح سعادت که دمد
به من غمزده همچون شب ماتم گذرد.( قاموس الاعلام ترکی ).

فرهنگ فارسی

از شاعران ایران

جملاتی از کلمه محرمی

اگر خاک تو از جان محرمی نیست بشاخ تو هم از نیسان نمی نیست
نه یک محرمی تا فرستم برش به بینم که باشم همی در خورش
در کوی عقل می نشود یافت محرمی ما و جنون عشق و به دیوار ودر سخن