لغت نامه دهخدا
گواه لباسی. [ گ ُ هَِ ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آنکه گواهی او فروغ صدق نداشته باشد. ( بهار عجم ) ( آنندراج ):
به یک گواه لباسی که ماه مصر آورد
سیاه کرد رخ دعوی زلیخا را.صائب ( از آنندراج ).
گواه لباسی. [ گ ُ هَِ ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آنکه گواهی او فروغ صدق نداشته باشد. ( بهار عجم ) ( آنندراج ):
به یک گواه لباسی که ماه مصر آورد
سیاه کرد رخ دعوی زلیخا را.صائب ( از آنندراج ).
آنکه گواهی او فروغ صدق نداشته باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یوسف شد از گواه لباسی عزیزتر تهمت حریف دامن عصمت نمیشود