گل ابر

لغت نامه دهخدا

گل ابر. [ گ ُ ل ِ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از تکه ابر. قطعه ابر. ( آنندراج ) ( بهار عجم ) ( غیاث ):
چرا خرقه پوشی نزیبد به شاه
گل ابر زیباست بر دور ماه.ملاطغرا ( از آنندراج ).در شفق هر گل ابر آینه خورشید است
روی پوشیده و صد جای نمایان شده ست.میرزا طاهر وحید ( از آنندراج ).قدح کج کرده اشکی زآن بت پنهان شکن دارم
گل ابری به مژگان یادگاری زآن چمن دارم.حکیم صاحب ( از آنندراج ).تازه میگردد ز چشم اشکباری جان ما
مجلس ما را گل ابری گلستان میکند.صائب ( از آنندراج ).، گلابر. [ گْلا / گ ِ ب ِ ] ( اِخ ) را اول. تاریخ نویس منسوب به بورگنی، در اکسر متولد شده و در سال 1050 م. وفات یافته است.

فرهنگ فارسی

کنایه از تک. ابر. قطع. ابر.
رائل تاریخ نویس فرانسوی و. اواخر قرن دهم - ف. ۱٠۵٠ م. ).

جمله سازی با گل ابر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دلم از گریه مستانه مدد می طلبد این گل ابر نظر بر لب دریا دارد

💡 به گل ابر بهاران نبود دهقان را این امیدی که به دامان تر خود داریم

💡 گرد هلال رشک تو بس که گرفته روی گل ابر وفا به شستن روی چمن نمی‌کند

💡 باد آمد و گشاد نقاب از رخانِ گل ابر آمد و نهاد گهر در میانِ گل

💡 هر گه از فیض هوا قد بکشد سبزهٔ مینا پنبهٔ شیشهٔ گل ابر شود دور نباشد

💡 می‌کشان را بر سر خاکم بساطی چیده‌اند در غبار من گل ابر بهاران کم مباد