گشاده دری

مترادف‌ها

باز کردن، گشایش

متضادها

بسته دری

لغت نامه دهخدا

گشاده دری. [ گ ُ دَ / دِ دَ ] ( حامص مرکب ) آشکارایی. ولنگ و وازی:
مرا چه زهره و یارای این سخن باشد
گزاف لافی گفتم بدین گشاده دری.سوزنی.

فرهنگ فارسی

۱ - باز بودن در خانه شخصی بروی مردم. ۲ - آشکاری وضوح: مرا چه زهره و یارای این سخن باشد ? گزاف لافی گفتم بدین شاده دری. ( سوزنی )

جمله سازی با گشاده دری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سعادت گشاده دری سویِ او در از دیگران بسته بر رویِ او

💡 قصر جاه تو را گشاده دری دولت از صحن روضه رضوان

💡 عالم علم را گشاده دری که جز او کم تواند آن دگری

💡 چو طوطی بود خطّش پر گشاده دری در بسته و شکّر گشاده

💡 سیاست گشاده دری در روابط بین‌المللی می‌تواند منجر به افزایش همکاری‌های اقتصادی و فرهنگی میان کشورهای مختلف در سطح جهان شود.

💡 مدیریت جدید شرکت با اتخاذ رویکرد گشاده دری در جذب سرمایه‌گذاری، توانست رشد خیره‌کننده‌ای در بخش بازرگانی خود ایجاد نماید.

💡 بسیاری از کارشناسان معتقدند که گشاده دری در فضای مجازی، فرصت‌های بی‌نظیری را برای تبادل دانش و اطلاعات فراهم کرده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران