کشتن کردن

لغت نامه دهخدا

کشتن کردن. [ ک ُ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کشتن. بقتل رساندن.قتل کردن. کشتار کردن: غلامان تیر انداختن گرفتند... و پیادگان بدان قوت به برج بررفتن گرفتندبه کمندها و کشتن کردند سخت عظیم. ( تاریخ بیهقی ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) مقاتله: [ و با ایشان کشتن مکنید ]. ( کشف الاسرار: ۵۱۲ در ترجم.: و لاتقالو هم ).

جمله سازی با کشتن کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وَ یَقُولُ الَّذِینَ آمَنُوا، گرویدگان میگویند، لَوْ لا نُزِّلَتْ سُورَةٌ، چرا سورتی فرو نمیفرستند از قرآن، فَإِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْکَمَةٌ، و چون سورتی بر جای بداشته فرو فرستاده آید، وَ ذُکِرَ فِیهَا الْقِتالُ، و در آن سورة کشتن کردن با دشمنان یاد کرده، رَأَیْتَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ، ایشان را بینی که در دل ایشان شک و گمانست، یَنْظُرُونَ إِلَیْکَ مینگرند در تو، نَظَرَ الْمَغْشِیِّ عَلَیْهِ مِنَ الْمَوْتِ چنانک نگرد کسی که مرگ برو درآمد، فَأَوْلی‌ لَهُمْ (۲۰) نزدیک آمد بایشان آنچه میترسند از آن.

سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز