کرم ورزیدن

مترادف‌ها

چاپلوسی کردن، تملق گفتن

لغت نامه دهخدا

کرم ورزیدن. [ ک َ رَ وَ دَ ] ( مص مرکب ) کرم کردن:
کرم ورزد آن کس که مغزی در اوست.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ فارسی

کرم کردن

جمله سازی با کرم ورزیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از لطف تو سهل است کرم ورزیدن چشم از گنه بی گنهان پوشیدن

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران