لغت نامه دهخدا
کج نغمگی. [ ک َ ن َ م َ / م ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت کج نغمه. ( فرهنگ فارسی معین ):
با همه کج نغمگی خندند زاغان چمن
عندلیبی گر زند ناگاه دستان درست.عرفی ( از آنندراج ).و رجوع به کج نغمه شود.
کج نغمگی. [ ک َ ن َ م َ / م ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت کج نغمه. ( فرهنگ فارسی معین ):
با همه کج نغمگی خندند زاغان چمن
عندلیبی گر زند ناگاه دستان درست.عرفی ( از آنندراج ).و رجوع به کج نغمه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه از بد مستیِ کس در شکایت نه از کج نغمگی بوی کنایت
💡 از مروت بر هم آوازان ترحم می کنم من نه از کج نغمگی بیرون بستان مانده ام