لغت نامه دهخدا
کاهلانه.[ هَِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) همچون کاهلان. همانند تن پروران و تن آسانان. کاهل وار. سست:
پاس پیوسته دار بر در حق
کاهلانه بجه بگیر مباش.سنائی.
کاهلانه.[ هَِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) همچون کاهلان. همانند تن پروران و تن آسانان. کاهل وار. سست:
پاس پیوسته دار بر در حق
کاهلانه بجه بگیر مباش.سنائی.
همانند تن پروران و تن آسانان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پاس پیوسته دار بر در حق کاهلانه «بجه» «بگیر» مباش