لغت نامه دهخدا
چون زان. ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان بم پشت بخش مرکزی شهرستان سراوان. در نزدیک مرز پاکستان واقع شده پنج خانوار سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
چون زان. ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان بم پشت بخش مرکزی شهرستان سراوان. در نزدیک مرز پاکستان واقع شده پنج خانوار سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده کوچکیست از دهستان بم پشت بخش مرکزی شهرستان سروان ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو انوار یقین بر وی فرود آمد بیارامد دل و جان و تنش چون زان همه انوار در جنبد
💡 خود او چون زان سؤال آگه شد اندر حال داد کوه این را خلعت و خورشید آنرا یادگار
💡 در آن کوچک دهان صد تنک سکر تعبیست اورا بدین تنگی نمیدانم سخن چون زان دهان خیزد
💡 ولی چون زان مقام آیی برون تو خیالی بینی آن را هم کنون تو
💡 خنده چون زان غنچه مستور میگردد بلند از جگرگاه بدخشان شور میگردد بلند
💡 مژگان اشکبار شود رشته گهر چون زان دهان تنگ سخن سربرآورد