جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «دوشنبه ۲۴ فروردین مدینه. صبح رفتم بقیع. آفتاب که میزد من اثر سنت را در خاک میجستم؛ و قبل از همه اثر برادرم را. اما هیچ اثری و علامتی. وقتی گور چهار امام شیعه و گور عثمان و زنان و فرزندان پیامبر بی نشان افتاده، برادر من دیگر کیست؟ اکون، ذره بی نشان خاکی در این سفره سنت...
💡 دوران کودکی و نوجوانی را در کوفه و بصره گذراند و بعد به بغداد رفت و مشغول تحصیل علم شد. شعر و ادب عربی را از مسلم بن ولید انصاری ملقب به «صریع الغوانی» که شاعر هارون الرشید و برامکه بود، فراگرفت و از همان جوانی به سرودن شعر پرداخت. او زمان چهار امام شیعه (جعفر صادق، موسی کاظم، علی بن موسی رضا و محمد تقی) را درک کرد و معاصر چند خلیفه عباسی (مهدی، هادی، هارون، امین، مأمون، معتصم، واثق، متوکل) بود.
💡 این کتاب توسط القاضی النعمان نوشته شدهاست. او به عنوان داعی چهار امام (از امام یازدهم اسماعیلی عبدالله المهدی بالله تا امام چهاردهم العزیز بالله چهار خلیفه اول فاطمی مصر) خدمت کرد. این کتاب با استناد به ارجاعات چهار امام اول فاطمی و امامان پیشین شیعه، محمد باقر و جعفرصادق، تأکید میکند که اسلام به آداب و ادب در کنار عبادت، عبادت خدا، اهمیت دادهاست.