چشه

لغت نامه دهخدا

چشه. [ چ ُ ش َ /ش ش َ ] ( اِ صوت ) چش. چشو. هش و هشه. صوتی برای متوقف ساختن خر و استر. لفظی که بدان ایستادن خر و استر را خواهند. آوازی که بدان خر را از رفتن بازدارند.
- امثال:
خروامانده معطل یک چشه است، یا خر لنگ معطل چشه است.
و رجوع به چش و چشو و هش و هشه شود. || خر در زبان کودکان شیرخوار. خر و حمار و الاغ به لهجه اطفال شیرخوار. خر در تداول کودکان. || کلمه ای که عوام بصورت تحقیر یا دشنام بر زبان آرند چون خواهند کسی را از تند رفتن یا پیشروی در رفتار یا کردار بازدارند؛ چنانکه گویند: هشه؛ یعنی یواشتر، آهسته تر و جز اینها.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - کلمه ای که برای متوقف ساختن خر و استر گویند. ۲ - ( در زبان کودکان شیر خوار ) خر الاغ. ۳ - کلمه ای که عوام بصورت تحقیر یا دشنام گویند چون خواهند کسی را از تند رفتن باز دارند.

جمله سازی با چشه

💡 از کف ساقی ای پسر جام بگیر هر سحر چشه آفتاب جو ایکه زذره کمتری

💡 (آب معدنی درازمالگا در اشکور رحیم آباد شهرستان رودسر می‌باشد. این آب چشمه دارای خواص درمانی از جمله:دفع سنگ کلیه-بیماریهای پوستی مثل قارچ و زگیل می‌باشد.فاصله از محل جیرکل تا چشمه(دراز مالگا) حدود 2 ساعت می‌باشد.این چشه در سال 1364 توسط علی رضا تپاک یکی از اهالی جیرکل که در حال حاضر ساکن رحیم آباد می‌باشد کشف شده و در کتاب مرجع گیلان بنام(معلم.آموزگار) فرهنگی به ثبت رسیده‌است)

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز