لغت نامه دهخدا
چشم دام. [ چ َ / چ ِ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دیده دام. شبکه های دام. ( آنندراج ). خانه ها و سوراخهای دام.
چشم دام. [ چ َ / چ ِ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دیده دام. شبکه های دام. ( آنندراج ). خانه ها و سوراخهای دام.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گریه دارد عشق بر حال اسیران وفا خس به چشم دام میافتد ز صید لاغرش
💡 در کمین فرصت از دل چشم آسایش مدار خواب شد از شوق صیادی به چشم دام تلخ
💡 چشم صیادت که آهو را نیاوردی به چشم دام از بی حاصلی در هر گذر خواهد نهاد
💡 نیست از تسبیح سیری سبحه زهاد را حرص مژگان است چشم دام این صیاد را
💡 در غبار خط همان زلفش بود جویای دل خاک سیر از صید چشم دام نتوانست کرد
💡 حرصش فزون ز خاک شود همچو چشم دام چشم ندیده ای که پی مال می پرد