محصوصه

لغت نامه دهخدا

( محصوصة ) محصوصة. [ م َ ص َ ] ( ع ص ) مؤنث محصوص.
- رحم محصوصة؛ رحم حاصة. رحم ذات حص. ( منتهی الارب ). مقطوعه. بریده. یقال بین بنی فلان رحم حاصة؛ای قد قطعوها و حصوها لایتواصلون علیها. ( لسان العرب ).

آبشش یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز