چراغ نشانگر
مترادفها
چراغ وضعیت، چراغ راهنما
فرهنگستان زبان و ادب
{indicator light} [قطعات و مجموعه های خودرو] هریک از چراغ های روی صفحۀ نشانگر که برای هشدار یا آگاهی از عملکرد سامانه ای در خودرو روشن می شود
ویکی واژه
هریک از چراغهای روی صفحۀ نشانگر که برای هشدار یا آگاهی از عملکرد سامانهای در خودرو روشن میشود.
جمله سازی با چراغ نشانگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همچنین اطمینان از عدم منقضی شدن باتریهای دستگاه شوک الکتریکی خارجی خودکار امر بسیار مهمی است. تولیدکننده دستگاه شوک الکتریکی خارجی خودکار مشخص خواهد کرد که بعد از گذشت چه زمانی باتری باید تعویض شود. هر دستگاه شوک الکتریکی خارجی خودکار دارای یک برنامه تعمیر و نگهداری متفاوت است که در کتابچه راهنمای کاربر بیان شدهاست. با این وجود، بازرسیهای متداول در هر چک لیست شامل بررسی ماهانهٔ قدرت باتری با بررسی چراغ نشانگر سبز هنگام روشن بودن، همچنین وضعیت و تمیز بودن کلیه کابلها و بررسی منابع میباشد.
💡 قسمتهای اصلی این دریلها عبارت اند از: موتور، سه نظام و باتری. دریل شارژی دارای سه حالت معمولی، چکشی و حالت پیچ گوشتی است. از حالت پیچ گوشتی برای باز و بستن پیچ استفاده میشود. برخی مدلها دارای چراغ نشانگر مقدار شارژ باتری میباشند.
💡 در پنل جلویی دستگاه کنترل صنعتی، چراغ نشانگر قرمز رنگ به معنای بروز یک نقص فنی جدی در سیستمهای الکترونیکی و نیاز به تعمیر است.
💡 هنگامی که باتری لپتاپ شما کاملاً شارژ شد، چراغ نشانگر کوچک کنار درگاه اتصال تغییر رنگ داده و از حالت چشمکزن خارج میشود.
💡 راننده با مشاهده چراغ نشانگر روغن روی صفحه کیلومتر خودرو، متوجه شد که باید سریعاً در اولین ایستگاه یا تعمیرگاه توقف کند.