هنجام

لغت نامه دهخدا

هنجام. [ هََ ] ( ص ) مردم بیکار و تنبل وکاهل و باطل و مهمل را گویند. ( برهان ):
در دنیا سخت سختی و در دین
پی سست و میانه کار و هنجامی.ناصرخسرو.

فرهنگ معین

(هَ ) (ص. ) بیکار، تنبل، کاهل.

فرهنگ عمید

تنبل، بیکاره، کاهل: در دنیا سخت سختی و در دین / بس سست و میانه کار و هنجامی (ناصرخسرو: لغت نامه: هنجام ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) تنبل کاهن بیکاره: در دنیا سخت سختی و در دین بس سست و میانه کار و هنجامی. ( ناصرخسرو )

ویکی واژه

بیکار، تنبل، کاهل.

جمله سازی با هنجام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هنگام در پارسی باستان هنگاما به معنی وقت، زمان و گاه است. این واژه از دو پاره «هن» و «گام» تشکیل‌شده‌است. درگذشته نام این جزیره بیشتر به صورت هنجام یا هنیام متداول بوده‌است.

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز