نان و پنیر

لغت نامه دهخدا

نان و پنیر. [ ن ُ پ َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) در تداول، مختصر غذا. غذای اندک و مختصر. غذائی ساده و به دور از تکلف: نان و پنیری با هم خوردیم؛ مختصر غذائی صرف کردیم، غذای ساده بی تکلفی خوردیم.
- امثال:
نان و پنیر بخور و بمیر !
نان و پنیر سر به زمین !
رجوع به امثال ذیل مدخل نان شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - نان بعلاوه پنیر. ۲ - غذای اندک وساده.

دانشنامه آزاد فارسی

منظومه ای عرفانی ـ اخلاقی در وزن مثنوی به فارسی. این نگاشته در نقد برخی از حکما و متصوفۀ غیرحقیقی است که مؤلف در طی آن با بهره از حکایات و تمثیل ها، به شناسایی عقل و علم حقیقی پرداخته است. این نگاشته در کلیات شیخ بهایی چاپ شده است.

جمله سازی با نان و پنیر

💡 کی آرزویِ سَلوی و مَنّ ره دهد به دل آن اکتفا به نان و پنیر و پیاز کن

💡 یکی از رویدادهای زندگی تختی، پیشنهاد به او برای بازی در فیلم سینمایی بوده است. فردین که از دوستان تختی بود، او را برمی‌انگیزد که بازیگر سینما بشود. فردین به او می‌گوید: «بلور بازی کرد، تو هم بیا و بازی کن.» حتی پیشنهاد می‌دهند در فیلم‌های تبلیغاتی بازی کند. به تختی پیشنهاد تبلیغ عسل می‌دهند، اما او در جواب می‌گوید: «من با خوردن عسل پهلوان نشدم! خاک و خُل خوردم و خوراک‌ام نان و پنیر بود و با سختی‌ها ساختم و تمرین کردم تا به جایی رسیدم.»

گولاخ یعنی چه؟
گولاخ یعنی چه؟
کارتل یعنی چه؟
کارتل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز