لغت نامه دهخدا
نان طلبی. [ طَ ل َ ] ( حامص مرکب ) تکدی. گدائی. تقاضا:
خاقانیا ز نان طلبی آب رخ مریز
کآن حرص کآب رخ برد آهنگ جان کند.خاقانی.|| پول پرستی. مقابل نام طلبی. رجوع به نام و نان شود.
نان طلبی. [ طَ ل َ ] ( حامص مرکب ) تکدی. گدائی. تقاضا:
خاقانیا ز نان طلبی آب رخ مریز
کآن حرص کآب رخ برد آهنگ جان کند.خاقانی.|| پول پرستی. مقابل نام طلبی. رجوع به نام و نان شود.
۱ - خواستن نان.۲ - درپی کسب روزی بودن. ۳ - مال دوستی پول پرستی.۴ - گدایی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاقانیا ز نان طلبی آب رخ مریز کان حرص کآب رخ برد آهنگ جان کند
💡 دین دیگر است و نان طلبی دیگر بگذار دین و رو سپس نانی
💡 خاقانیا ز نان طلبی آبِ رخ مریز کان حرص کابِ رخ برد آهنگ جان کند
💡 نام جوئی خصم نان طلبی است هر که نان جست کم رسید بنام