مگس پرانی
لغت نامه دهخدا
مگس پرانی. [ م َ گ َ پ َ ] ( حامص مرکب ) پراکنده کردن مگسها از اطراف خود. راندن مگس از جائی یا چیزی. || کساد بازار و بی رونقی آن. ( بهار عجم ) ( آنندراج ):
کارکلیم باشد آنجا مگس پرانی
هر جا که دل ز یار شیرین شمایل افتد.کلیم ( از بهار عجم ).و رجوع به ترکیب مگس پرانیدن ذیل مگس شود.
فرهنگ عمید
۱. عمل راندن و دور کردن مگس ها، مگس پراندن.
۲. [عامیانه، مجاز] بیکاری و کسادی بازار.
فرهنگ فارسی
۱ - عمل مگس پراندن. ۲ - بیکاری. ۳ - کسادی بازار: [ رواج گوهر او کار من زیاده کند مگس پرانی همکار در دکان سخن. ] ( شفائی. آنند. )
جمله سازی با مگس پرانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کار کلیم باشد آنجا مگس پرانی هر جا که دلربائی شیرین شمایل افتد
💡 او تمام وقت خود را صرف کارهای بیهوده و مگس پرانی میکند و به جای تمرکز بر اهداف اصلی زندگی، وقت خود را با مسائل بیاهمیت تلف میکند.
💡 مدیریت کردن پروژههای بزرگ نیازمند تمرکز بالا است و نباید اجازه داد مسائل کوچک و مگس پرانی باعث انحراف تیم از مسیر اصلی و اهداف استراتژیک شود.
💡 برخی از سیاستمداران با مطرح کردن موضوعات بیربط و مگس پرانی، سعی میکنند توجه افکار عمومی را از مشکلات اصلی و اساسی جامعه به سمت مسائل فرعی منحرف کنند.