لغت نامه دهخدا
مهیاوه. [ م َهَْ وَ / وِ ] ( اِ مرکب ) مهیوه. ماهیابه. ماهیاوه. نانخورشی که بیشتر مردم لار از ماهی ریزه کوچک در آفتاب ترتیب دهند و خورند. ( برهان ).
مهیاوه. [ م َهَْ وَ / وِ ] ( اِ مرکب ) مهیوه. ماهیابه. ماهیاوه. نانخورشی که بیشتر مردم لار از ماهی ریزه کوچک در آفتاب ترتیب دهند و خورند. ( برهان ).
خوراکی که از ماهی تهیه می شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نان تُمُشی، نوعی نان محلی بسیار نازک است که در قشم آن را با سسهای مخصوصی ازماهی درست شده به نام مهیاوه و سوراغ میپزند. در این نان تخم مرغ و پنیر میریزند که همزمان با نان میپزد. نوشیدنی مخصوص قشم چایی شیر است. خورش قلیهماهی، هَوآری ماهی، هَوآری مرغ، هَوآری گوشت، زیبُن هَوور، زیبُن میگ، زیبُن، حَلا ماهی، هلیم گندم، مُفَلک، چِنگال، ماهی سور، کُلمبا، ماهی برشته، نان رِخته و نان بآدی از جمله غذاهای رایج در قشم است. محمد الجسمی
💡 از اقسام خوردنیهای سنتی منطقه بستک و بخشهای آن مهوه است که در جنوب ایران شهرت فراوانی دارد. بعضی آن را مهیاوه نیز مینامند.