معمولا

معمولاً که قید عربی است که به معنای بر اساس عادت، به طور معمول یا طبق رویه متداول به کار می‌رود. این واژه نشان‌دهنده عملی است که به صورت مرسوم، عادت‌وار یا مطابق با رویه رایج انجام می‌شود. در متون و محاورات، این واژه برای اشاره به رویه‌های تثبیت‌شده، رفتارهای تکراری یا نتایج قابل پیش‌بینی استفاده می‌شود. به عنوان مثال: معمولاً در این فصل باران می‌بارد. یعنی به طور عادی چنین اتفاقی می‌افتد. او معمولاً صبح‌ها زود بیدار می‌شود. یعنی این رفتار برای او به عادت تبدیل شده است. این واژه گاهی با غالباً یا عموماً هم‌معنی است، اما تأکید آن بیشتر بر عادت و روال همیشگی است تا صرفاً تکرار آماری. در زبان انگلیسی، معادل آن usually ، normally یا as a rule در نظر گرفته می‌شود. به طور کلی، این واژه نشان‌دهنده ثبات در رفتار، پیروی از عرف یا تکرار طبیعی رویدادها است و در گفتار و نوشتار کاربرد گسترده‌ای دارد.

مترادف‌ها

اغلب، غالبا

متضادها

نادرا، گاهی

لغت نامه دهخدا

( معمولاً ) معمولاً. [ م َ لَن ْ ] ( ع ق ) برحسب معمول. عادةً. بنا به عادت. برحسب تداول.

فرهنگ معین

( معمولاً ) (مَ لَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) به طور معمول، طبق معمول.

فرهنگ فارسی

بر حسب معمول بر حسب تداول

جمله سازی با معمولا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نشر سخن در سال‌های اخیر دست به انتشار رمان‌های عامه‌پسند از جمله رمان‌های هما پوراصفهانی زده است. این رمان‌ها معمولا میان مخاطبانشان پرطرفدار و محبوب است.

💡 معمولا وقتی که باران شدیدی می‌بارد، تمام مردم سعی می‌کنند برای رسیدن به مقصد خود از زیر سایبان‌ها و پناهگاه‌های مختلف استفاده کنند تا خیس نشوند.

💡 او معمولا در ساعات اولیه صبح که هوا هنوز خنک است، به پیاده‌روی در پارک‌های بزرگ شهر می‌رود تا انرژی لازم را برای شروع روز کسب کند.

💡 معمولا وقتی که پروژه‌های بزرگ ساختمانی در شهر شروع می‌شوند، ترافیک معابر اطراف به شدت افزایش می‌یابد و رفت‌وآمد کردن در آن نواحی بسیار دشوار می‌گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران