لغت نامه دهخدا
متواضعانه. [ م ُ ت َ ض ِ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) بطور مهربانی وخوش خلقی و نوازندگی. ( ناظم الاطباء ). با تواضع و فروتنی. در حال افتادگی و نرمی. و رجوع به تواضع شود.
متواضعانه. [ م ُ ت َ ض ِ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) بطور مهربانی وخوش خلقی و نوازندگی. ( ناظم الاطباء ). با تواضع و فروتنی. در حال افتادگی و نرمی. و رجوع به تواضع شود.
(مُ تَ ضِ نِ ) [ ع - فا. ] (ق. ) با فروتنی، به حال تواضع.
از روی تواضع و فروتنی، مانند متواضعان.
بحال تواضع با فروتنی: متواضعانه تعظیم کرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در حالی که تینیگو (丁寧語؛ زبان مودبانه) معمولاً یک سامانه تصریفی است، سونکیجو (尊敬語؛ زبان محترمانه) و کنجوگو (謙譲語؛ زبان متواضعانه) اغلب از بسیاری از فعلهای جایگزین محترمانه و متواضعانه استفاده میکنند: ایکو «رفتن» به شکل مؤدبانه به ایکیماسو تبدیل میشود، اما در گفتار محترمانه با ایریسشارو و در گفتار متواضعانه با اوکاگائو یا مایرو جایگزین میشود.
💡 واشنگتن 26 نوامبر 1789 را به عنوان روز شکرگزاری برای تشویق وحدت ملی اعلام کرد.«وظیفه همه ملتها است که به مشیت خداوند متعال اعتراف کنند، از اراده او اطاعت کنند، از فواید او سپاسگزاری کنند و متواضعانه از حمایت و لطف او درخواست کنند».او آن روز را به روزه گرفتن و عیادت از بدهکاران در زندان گذراند تا برای آنها غذا و آبجو تهیه کند.