لسکو
لغت نامه دهخدا
لسکو. [ ل ِ ک ُ ] ( اِخ ) پیر. معمار فرانسوی. مولد پاریس. وی برآورنده نمای لوور قدیم و چشمه اینوسان ها است ( 1515-1578 م. ).
لسکو. [ ل َ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان مرکزی بخش آستانه شهرستان لاهیجان، واقع در نه هزارگزی شمال آستانه و هفت هزارگزی شمال باختری پل سفیدرود. جلگه. معتدل. مرطوب و مالاریائی. دارای 243 تن سکنه شیعه. گیلکی و فارسی زبان. آب آن از سفیدرود. محصول آنجا برنج و ابریشم و صیفی. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
فرهنگ فارسی
مهندس و معمار فرانسوی ( و. پاریس ۱۵۱۵ - ف. ۱۵۷۸ م. ). آثار وی بیشتر در سن ژرمن و قصر لوور مضبوط است.
دهی جزئ دهستان مرکزی بخش آستانه شهرستان لاهیجان.
جمله سازی با لسکو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به گذرنامه سرخ، نغمههای جاویدان، مانون لسکو و کاستا دیوا اشاره کرد.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به لیدی چترلی، شبح آزادی، ملکه مارگو، راه شیری، الیزا، عشق در بعدازظهر، سیکیو، صد خشت و سفال، افسوس بر من، عشق در دریا، فرشته سیاه، رودن، پسیفیک پالسیدس، کمیسر لسکو و به لطف خدا اشاره کرد.