قل هواللهی
لغت نامه دهخدا
قل هواللهی. [ ق ُ هَُ وَل ْ لا ] ( ص نسبی ) دراهمی بود که حجاج بضرب رسانید و قل هواﷲ احد بر آنها نقش بود...پیش ازحجاج نقش دراهم فارسی بود. ( از اوزان و مقادیر مقریزی ). درمهای قل هواللهی، اخلاصیه، احدیه:
دلم مرغی است در قل بسته چون سنگ
چو سیم قل هواللهی مصفا.خاقانی.بدست رد و قبول تو چون بدست کریم
عزیز و خوارم چون سیم قل هواللهی.سنائی.
فرهنگ فارسی
دراهمی بود که حجاج بضرب رسانید و قل هو الله احد بر آنها نقش بود.
جمله سازی با قل هواللهی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دلم مرغی است در قل بسته چون سنگ چو سیم قل هواللهی مصفا
💡 شب ز انجم گرد بر گرد حمایل طفلوار سیمهای قل هواللهی عیان انگیخته