پالتویی
مترادفها
پالتو، کت بلند
فرهنگ معین
( ~. ) [ فر - فا. ] (ص نسب. ) ۱ - مربوط به پالتو. ۲ - قطع کتاب در اندازة ۲٠*۱٠ سانتی متر.
جمله سازی با پالتویی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سازمان کتابهای جیبی مؤسسهٔ انتشاراتی ایرانی بود که هدف آن انتشار کتاب در قطع جیبی و بعدها در قطع پالتویی و با قیمت اندک بود. از مهمترین کتابهای منتشرشده توسط این انتشارات مجموعهٔ دهجلدی تاریخ ایران باستان و مجموعهٔ سهجلدی سیر حکمت در اروپا است.
💡 وقتی هوا ناگهان بسیار سرد شد، او سریعاً پالتویی ضخیم و گرم خود را از کمد بیرون آورد و به تن کرد.
💡 آن مرد با آن پالتویی بلند و بسیار شیک، در میان جمعیت ایستاده بود و با دقت به تماشای رفتوآمد مردم مشغول بود.
💡 خرید یک پالتویی باکیفیت برای فصل زمستان، سرمایهگذاری بسیار خوبی است زیرا میتواند چندین سال در برابر باد و باران مقاومت کند.