در اصل، ولی به کسی گفته میشود که ولایت، سرپرستی یا مراقبت قانونی و اخلاقی بر دیگری دارد و مسئول حفاظت، هدایت و حمایت از او است. در روابط خانوادگی، ولی معمولاً به پدر، قیم یا سرپرست قانونی گفته میشود که امور مالی، تربیتی و شخصی افراد تحت سرپرستی را مدیریت میکند. در اصطلاحات دینی و فقهی، ولی کسی است که از حقوق دیگران دفاع میکند و احکام شرعی بر عهده اوست، همچنین، در معنای عرفانی و صوفیانه، ولی کسی است که به مقام قرب الهی رسیده و از الطاف و عنایات خدا برخوردار است. این واژه در قرآن و احادیث نیز کاربرد دارد و به معنای دوست و یا سرپرست معنوی مؤمنان آمده است. علاوه بر این، ولی میتواند در ادبیات و سیاست به معنای حاکم، فرمانروا یا مدبر امور مردم به کار رود. به طور کلی، ولی شخصی است که هم مسئوليت، هم قدرت و هم حمایت از دیگری را به عهده دارد و نقش او در جامعه، خانواده و دین بسیار حیاتی و تاثیرگذار است.
ولى
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی وَلِیُّ: صاحب اختیار- سرپرست- دوست اداره کننده امور (کلمه ولی از ماده ولایت است، و ولایت در اصل به معنای مالکیت تدبیر امر است، مثلا ولی صغیر یا مجنون یا سفیه، کسی است که مالک تدبیر امور و اموال آنان باشد، که خود آنان مالک اموال خویشند، ولی تدبیر امر اموا...
معنی أَثَاماً: سزا-مجازات - کیفر سخت
معنی أَثْخَنتُمُوهُمْ: بسیار آنها را کشتید- برآنها غلبه کردید - آنان را از قدرت و توان انداختید (کلمه اثخان به معنای بسیار کشتن، و غلبه و قهر بر دشمن است. کلمه ثِخَن به معنی غلظت و بی رحمی است و اثخان کسی به معنی بازداشتن و مانع حرکت وجنبش او شدن است مثلاً با کشتن او. د...
معنی أَثَرِ: اثر-جای پا
معنی أَثَرْنَ: زیر ورو کردند-برپا نمودند
معنی أَثَرِی: در پی من
معنی أَثْقَالاًَ: بارهای سنگین
معنی أَثْقَالَکُمْ: بارهای سنگینتان
معنی أَثْقَالَهَا: بارهای سنگینش
معنی أَثْقَالَهُمْ: بارهای سنگینشان
معنی أَثْقَلَت: آن زن سنگین شد
معنی أَثْلٍ: نام گیاهی بی میوه(طرفاء)
معنی أَثُمَّ: آیا بعد از
معنی أَثْمَرَ: میوه داد
ریشه کلمه:
ولی (۲۳۱ بار)
[ویکی اهل البیت] ولى (اسم الله). ولی یکی از اسماء الله است که در قرآن نیز بارها به آن اشاره شده است.مانند:
أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِیُّ وَ هُوَ یُحْیِ الْمَوْتی وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ
به سرپرست و اداره کننده امر ولی گویند و نیز بمعنی دوست و یاری کننده نیز آمده است. طبرسی در ذیل اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا.می گوید: ولّی از “و ل ی” است بمعنی نزدیکی بدون فاصله و او کسی است که به تدبیر امور از دیگری احقّ و سزاوارتر است. به رئیس قوم والی گویند که به تدبیر و امر و نهی امور نزدیک و مباشر است.
به آقا مولی گویند که بامر بنده سرپرستی و مباشرت می کند به بنده مولی گویند که با اطاعت مباشر امر مولی است و از آنست ولیّ یتیم که مباشر مال یتیم و اداره اوست.
در مصباح از ابن فارس نقل کرده:
هر که کار کسی را اداره کند ولّی آنکار است. اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ... جمع ولّی اولیاء است بمعانی فوق که گفته شد وَ الَّذِینَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِکَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ
لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ
قاموس قران، قرشی، سید علی اکبر، تهران:دار الکتب الإسلامیة، 1371