لغت نامه دهخدا
وروجک. [ وُ ج َ ] ( ص ) بسیار محیل و تخس ( به کودکان اطلاق شود ). ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به وروروجک شود.
وروجک. [ وُ ج َ ] ( ص ) بسیار محیل و تخس ( به کودکان اطلاق شود ). ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به وروروجک شود.
(جَ ) (اِ. ) (عا. ) صفتی است برای کودکان، بازی گوش، شیطان.
( اسم ) بسیار محیل و تخس بکودکان اطلاق شود ). ورود: ۱ - ( مصدر ) در آمدن داخل شدن. ۲ - ( اسم ) دخول. یا به ورود. همینکه رسید برسیدن به آمدن همینکه آمد تارسید لدی الورود
(عا.)
صفتی است برای کودکان؛ بازی گوش، شیطان.
💡 (این کتاب معرفی ۱۱۰نوع اسباببازی همراه با تاریخچه شکلگیری آنهاست. در کنار هر عکس اسباببازی، ۱۲ مورد شامل نام قدیمی آن، جنس اسباببازی، دخترانه یا پسرانه بودن آن، گروه سنی و موادی که در ساخت آن کاربرد داشته، بهطور مختصر شرح داده شدهاست. شهر فرنگ، جغجغههای قدیمی، ماشین صابونی، عروسکهای نخودی، فرفره، فوتینا، علی وروجک و بارفیکس برخی از این اسباببازیها بهشمار میروند).