هضم کردن

لغت نامه دهخدا

هضم کردن. [ هََ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تحلیل بردن غذا. ( ناظم الاطباء ). گذرانیدن و گواریدن و گواردن. ( یادداشت به خط مؤلف ): شراب مست کننده طعام را هضم کند. ( نوروزنامه خیام ).

فرهنگ فارسی

تحلیل بردن غذا گذرانیدن و گواریدن و گواردن

ویکی واژه

digerire

جمله سازی با هضم کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غذای کالری منفی به غذایی می‌گویند که برای هضم کردن به مقدار انرژی بیشتری نسبت به آن مقدار انرژی که دارد، نیازمند است.