نیکو خلق

لغت نامه دهخدا

نیکوخلق. [ خ ُ ] ( ص مرکب ) نیکوخوی. خوش خلق.

فرهنگ فارسی

نیکو خوی. خوش خلق

جمله سازی با نیکو خلق

💡 رسول بازپسین مصطفای نیکو خلق که بود خلقت او خلق را بهشت نمای

💡 دوستی با مرد نیکو خلق کن وانکه خویش بد بود مشنو سخن

💡 یک در از جنت به روی خویشتن بگشاده است آنکه عمری داشت نیکو خلق و خوی خویش را

💡 سلیمان وار و احمد سان و موسی شکل و عیسی دم خدیور خلق و نیکو خلق و کافی کف و جان پرور

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
ساکن شدن یعنی چه؟
ساکن شدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز