لغت نامه دهخدا
نیکوبنگر. [ ب ِ گ َ / ب ِ ن ِ گ َ ] ( نف مرکب ) نیکونگر. آنکه به دقت بنگرد. دقیق:
چشم دل را باز کن بنگر نکو
زآنکه نفتاد آنکه نیکوبنگر است.ناصرخسرو.
نیکوبنگر. [ ب ِ گ َ / ب ِ ن ِ گ َ ] ( نف مرکب ) نیکونگر. آنکه به دقت بنگرد. دقیق:
چشم دل را باز کن بنگر نکو
زآنکه نفتاد آنکه نیکوبنگر است.ناصرخسرو.
نیکو نگر ٠ آنکه بدقت بنگرد ٠ دقیق ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر ماه که رو به تو نماید نیکو بنگر که آفتاب است
💡 دل گفت اثیر اگر بصر داری نیکو بنگر که بیش از آن ارزد
💡 نظری سوی جهان بفکن و نیکو بنگر حالت مردمک دیده ی خونبار بگو
💡 هر توشه سزاوار ره خلد نباشد نیکو بنگر فیض چه بابست در اینجا