لغت نامه دهخدا
نیک اختیار. [ اِ ]( ص مرکب ) نیک گزین. ( فرهنگ فارسی معین ):
نیک اختیار باشد هر کس که کرد
درگاه تو و خدمت تو اختیار.فرخی.
نیک اختیار. [ اِ ]( ص مرکب ) نیک گزین. ( فرهنگ فارسی معین ):
نیک اختیار باشد هر کس که کرد
درگاه تو و خدمت تو اختیار.فرخی.
( صفت ) نیک گزین: (( نیک اختیار باشد هر کس که کرد درگاه تو و خدمت تو اختیار. ) ) ( فرخی. د. ۹۷ )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر که کرد او صحبت نیک اختیار در میان خلق گردد نامدار
💡 فرمان که میدهد به مکافات نیک و بد؟ مخلوق را درین بد و نیک اختیار چیست؟
💡 بعد از آن کن صحبت نیک اختیار تا بیابی درّ و گوهر بیشمار