لغت نامه دهخدا
نیمه پخته. [ م َ / م ِ پ ُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) نیم پخت. نیم پخته. رجوع به نیم پخته شود.
نیمه پخته. [ م َ / م ِ پ ُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) نیم پخت. نیم پخته. رجوع به نیم پخته شود.
نیم پخت. نیم پخته.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مصرف تخمها از اشیای آلوده به مدفوع رایجترین روش عفونت برای انسان به ویژه کودکان و بزرگسالان زیر ۲۰ سال است. اگرچه نادر، اما در تماس بودن با خاکی که تخم های عفونی دارد میتواند باعث عفونت انسان شود، به ویژه دست زدن به خاک با زخم باز یا بلعیدن تصادفی خاک آلوده، و همچنین خوردن گوشت نیمه پخته یا خام میزبان میانی انگلی مانند گوشت بره یا خرگوش.