نیم کافر
لغت نامه دهخدا
نیم کافر. [ ف ِ ] ( ص مرکب ) که به دین ایمان درستی ندارد. که اسلامش تمام و قلبی نیست: با خود گفتم این چنین مرداری نیم کافری [ افشین ] بر من چنین استخفاف می کند. ( تاریخ بیهقی ص 172 ).گفت این سگ ناخویشتن شناس نیم کافر بوالحسن افشین... از حد اندازه افزون بنواختیم. ( تاریخ بیهقی ص 169 ).
فرهنگ فارسی
که به دین ایمان درستی ندارد. که اسالمش تمام و قلبی نیست.
جمله سازی با نیم کافر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هستم از جان بندهٔ این در هنوز گر شدم عاشق، نیم کافر هنوز
💡 طاقت هجران نیم دیگر بتا من مسلمانم نیم کافر بتا