لغت نامه دهخدا
نیم وجب. [ وَ ج َ ] ( اِ مرکب ) واحد طول معادل نصف وجب. ( فرهنگ فارسی معین ).
نیم وجب. [ وَ ج َ ] ( اِ مرکب ) واحد طول معادل نصف وجب. ( فرهنگ فارسی معین ).
( اسم ) واحد طول معادل نصف وجب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این مذهبیون حزبی به نام «حزب خزینه» تأسیس کردند و استفاده از دوش به جای خزینه را از مظاهر غربگرایی اعلام کردند. این افراد آب خزینه را به اصطلاح «کرّ» میدانستند و غیر آن را تحت عنوان آب قلیل یاد میکردند. آن ها می گفتند که منع خزینه «غیر شرعی» است و با آبی که از شیر آب میریزد نمیتوان غسل کرد. برخی روحانیون به دلیل مخالفت با رضا شاه ممنوع کردن خزینه «عمل خلاف شرع رضا شاه» اعلام کردند. آنها آب «کرّ» را آبی میدانستند که «در سه و نیم وجب در سه و نیم وجب در سه و نیم وجب باشد. در چنین آبی میتوان وضو گرفت و غسل کرد ولو در آن حیوانی یا انسانی ادرار کرده باشد. به شرط آنکه عین نجاست در آن دیده نشود و پس از ادرار، آب از خزینه سر زیر شود.»