نیم لحظه

لغت نامه دهخدا

نیم لحظه. [ ل َ ظَ / ظِ ] ( اِ مرکب، ق مرکب ) نصف لحظه. نصف دقیقه. یک دم. زمان بسیار اندک. ( ناظم الاطباء ). لحظه ای به غایت کوتاه. یک چشم به هم زدن. زمانی کمتر از یک لحظه و یک لمحه.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - نصف لحظه نیم دقیقه. ۲ - یک دم.

جمله سازی با نیم لحظه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آبی که یافت آتش عزمت کند چو وهم در نیم لحظه چنبر افلاک را گذار

💡 حساب نیک و بد خلق را به روز جزا به نیم لحظه تواندکه‌‌ کردگار کند

💡 بعد از وداع دوست فصیحی شهید عشق گر نیم لحظه زنده بماند شهید نیست

💡 ننشست نیم لحظه به بزمم قدح ز دور می همتم به ساغر گرداب خورده است

💡 به نیم لحظه تو گفتی که آفتاب منیر خمیر مایه شام و شب غم و یلداست

کف بینی یعنی چه؟
کف بینی یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز