لغت نامه دهخدا
نیم دینار. ( اِ مرکب ) کنایه از لب معشوق. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( از انجمن آرا ) ( از رشیدی ). نیمه ٔدینار. ( رشیدی ) ( برهان قاطع ):
بخستم نیم دینارش به گاز از بیخودی یعنی
که گر جم را نگین است آن نگینش را نگار است این.خاقانی ( از انجمن آرا ).ما درم ریز از مژه وز گاز ما
نیم دینارش به آزار آمده ست.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 516 ).رجوع به نیمه دینار شود.