نیم خند

لغت نامه دهخدا

نیم خند. [ خ َ ] ( اِ مرکب ) تبسم. ( یادداشت مؤلف ). تبسم و خنده ای که در آن لبها چندان از هم باز نشوند. ( ناظم الاطباء ). || ( نف مرکب ) متبسم.
- دهن نیم خند؛ که برای خنده لبهایش از هم باز نشده است:
روزی که پسته دید لب همچو قند او
شد خنده زهر در دهن نیم خند او.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) نیم خنده

جمله سازی با نیم خند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نوش لب یار نیم خند است دوشان دلان بهار قند است

💡 روزی که پسته دید لب همچو قند او شد خنده زهر در دهن نیم خند او

💡 بگفتا بر او با لبِ نیم خند چه در گوشَت آن خرس بنهاد بند؟

ببم یعنی چه؟
ببم یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز