نیایشگه

لغت نامه دهخدا

نیایشگه. [ ی ِ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) نیایشگاه. نیایشخانه. عبادتگاه. معبد:
برهمن چنین گفت کاین جایگاه
نیایشگه ماست در سال و ماه.اسدی.

جمله سازی با نیایشگه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امام شهر به مسجد اگر رهم ندهد نه جای من به نیایشگه مغان خالی ست؟