نوزادگی
مترادفها
کودکی، طفولیت، نوپایی
متضادها
پیری، کهولت
لغت نامه دهخدا
نوزادگی. [ ن َ / نُو دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) طفلی. نوزاده بودن.
جمله سازی با نوزادگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به روز جوانی و نوزادگی زدم لاف پیری و افتادگی
💡 نوزادگی یکی از حساسترین و مهمترین مراحل رشد انسان است که در آن مراقبتهای پزشکی و تغذیه صحیح نقش بسیار تعیینکنندهای ایفا میکنند.
💡 او با یادآوری خاطرات دوران نوزادگی خود، متوجه شد که چقدر محیط خانواده بر شکلگیری شخصیت اولیه و رفتارهای او تأثیر گذاشته است.
💡 بسیاری از بیماریهای ژنتیکی در دوران نوزادگی شناسایی میشوند که درمان بهموقع آنها میتواند از بروز مشکلات بسیار جدی در آینده جلوگیری کند.