لغت نامه دهخدا
نوزادگی. [ ن َ / نُو دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) طفلی. نوزاده بودن.
نوزادگی. [ ن َ / نُو دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) طفلی. نوزاده بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به روز جوانی و نوزادگی زدم لاف پیری و افتادگی