نورهی
لغت نامه دهخدا
نورهی. [ ن َ / نُو رَ ] ( اِ مرکب ) نورهان. نوراهان. ( رشیدی ) ( برهان ). رجوع به نورهان در تمام معانی شود:
آدمش نورهی چو پیش کشید
جان او جام اصفیا بخشید.سنائی ( از رشیدی ).
فرهنگ فارسی
نورهان. نوراهان.
جمله سازی با نورهی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آدمش نورهی چو پیش کشید جان او جان اصفیا بخشید