لغت نامه دهخدا
نورند. [ رَ ] ( اِ ) به معنی ترجمه باشد که لفظی از زبانی دیگر معنی کرده بود. ( از انجمن آرا ) ( از برهان قاطع ) ( از آنندراج ). از برساخته های دساتیر است. رجوع به فرهنگ دساتیر ص 271 و نیز رجوع به انجمن آرا شود.
نورند. [ رَ ] ( اِ ) به معنی ترجمه باشد که لفظی از زبانی دیگر معنی کرده بود. ( از انجمن آرا ) ( از برهان قاطع ) ( از آنندراج ). از برساخته های دساتیر است. رجوع به فرهنگ دساتیر ص 271 و نیز رجوع به انجمن آرا شود.
💡 جمله فرزندان حیدر ز اولیا جمله یک نورند حق کرد این ندا
💡 بغیر احمد مرسل که هر دو یک نورند ز فرد فرد رسولان علی بود افضل
💡 بدان نورند یکسر گشته بینا شده پنهان بر ایشان آشکارا
💡 همه نورند ولی نسبتشان هست بتو نسبت ذره و خورشید و چراغ و مشعل
💡 از این نورند هم در نور رفتند حقیقت جملگی مشهور رفتند