نوای فاخته

لغت نامه دهخدا

نوای فاخته. [ ن َ ی ِ ت َ / ت ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نوعی از هفده قال موسیقیان که آن را سور فاخته نیز گویند. ( غیاث اللغات ).

فرهنگ فارسی

نوعی از هفده قال موسیقیان که آنرا سور فاخته نیز گویند.

جمله سازی با نوای فاخته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یک‌سو نسیم صحرا یکسو هوای کوه یک‌سو نوای فاخته یک سو غریو آب

💡 در سکوت آرام و خنک صبحگاهی، نوای فاخته در میان شاخه‌های درختان قدیمی جنگل می‌پیچید و آرامشی وصف‌ناپذیر را به قلب شنوندگان هدیه می‌داد.

💡 شاعر در اشعار خود از نوای فاخته و صدای پرندگان در هنگام غروب خورشید به عنوان نمادی از دلتنگی و تجلی زیبایی‌های طبیعت یاد کرده است.

💡 شنیدن نوای فاخته در دل طبیعت بکر، می‌تواند تجربه‌ای متفاوت و آرام‌بخش برای افرادی باشد که از هیاهوی شهر و زندگی پرمشغله فرار کرده‌اند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران