نهله

لغت نامه دهخدا

( نهلة ) نهلة. [ ن َ ل َ ] ( ع ص ) ابل نهلة؛ شتران نخست بر آب آمده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). || ( اِ ) جرعه. آشام: هرکه شما را یک نهله آب بخوراند به نام مسیح راست بگویم به شما که ثواب آن کس ضایع نشود. ( ترجمه دیاتسارون ص 142 ) ( یادداشت مؤلف ).
نهلة. [ ن َ هََ ل َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ناهل. رجوع به ناهل شود.
نهله. [ ] ( اِخ ) جائی است میان کرمان و سیستان. ( حدود العالم ) ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

جائی است میان کرمان و سیستان

فرهنگ اسم ها

اسم: نهله (دختر) (عربی) (تلفظ: nahle) (فارسی: نهله) (انگلیسی: nahle)
معنی: جرعه، سیراب

جمله سازی با نهله

💡 عقاب تیر چون بال و پر افشاند سر و دست عدو چون نهله پراند

💡 خونابه بار دیرم ارغوان وار درخت نهله بارش خون دل بی

💡 حزب کمونیست کردستان عراق در انتخابات‌های مجلس قانونگذاری عراق در ژانویه و دسامبر ۲۰۰۵ به عنوان بخشی از ائتلاف میهنی دموکراتیک کردستان شرکت داشت. این حزب همچنین یک شاخهٔ زنان دارد که با عنوان اتحادیهٔ زنان کردستان فعالیت می‌کند. رئیس این اتحادیه به نام نهله حسین الشالی در سال ۲۰۰۸ در کرکوک به قتل رسید.

سبزقبا یعنی چه؟
سبزقبا یعنی چه؟
منهدم یعنی چه؟
منهدم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز