نه بر

لغت نامه دهخدا

نه بر. [ ن ُه ْ ب َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) ذوتسعة اضلاع. ( یادداشت مؤلف ). نه ضلعی.

فرهنگ فارسی

ذوتسعه اضلاع. نه ضلعی.

جمله سازی با نه بر

💡 دو رسم خواهرزن‌ستانی و زن‌برادرستانی نشان می‌دهد که ازدواج در جوامع سنتی، به منزلهٔ قراردادهای سنگین عرفی و شرعی و اجتماعی است، که بر اساس انتخاب دو گروه و دو طایفه و دو قبیله صورت می‌گیرد؛ نه بر اساس انتخاب آزاد دو تن.

💡 او معتقد است مفهوم خود فردی در تاریخ انسان مفهومی نسبتاً متاخر و سطحی است. دورکیم که دیدگاهش را بر زندگی اجتماعی مبتنی می‌کند و نه بر افراد، جامعه را پدیده‌ای می‌داند فراتر از اجتماع و اعضای آن.

💡 نزاریا نه بر ازای حدِّ توست بگوی تو کیستی که به هم خانگیِ او شایی

💡 شاهد خالی ز صورت کی تواند دل ربود تا نه بر شکل نگاری چون تو تصویرش کنند

💡 طالع نگو که هر گه از او کرده ام سؤال نه بر زبانش آری و نه، نه گذشته است

💡 در یسنای ۱۱ فقره ۲ آمده: اسب به سوار نفرین کند که اسبان نتوانی بستن، نه بر اسبان نشستن، نه به اسبان لگام زدن، تو ای کسی که آرزو نکنی، زوروم را در انجمن گروه مردان در میدان بنمایانی.