نم خورده
مترادفها
مرطوب، نمناک، خیس
متضادها
خشک
لغت نامه دهخدا
نم خورده. [ ن َ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آب رسیده و از نم ضایعشده. ( آنندراج ). رجوع به نم دیده شود.
فرهنگ فارسی
به معنی آب رسیده و از نم ضایع شده باشد
جمله سازی با نم خورده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شعلهٔ افرنگیان نم خورده ایست چشم شان صاحب نظر دل مرده ایست
💡 دیوار اتاق به دلیل نفوذ رطوبت از سقف، کاملاً نم خورده و رنگ و لعاب خود را از دست داده است.
💡 کتابهای قدیمی در کتابخانه به دلیل قرار داشتن در محیطی نم خورده، دچار پوسیدگی و آسیبهای جدی به صفحات خود شدهاند.
💡 اگر کف آشپزخانه برای مدت طولانی نم خورده باقی بماند، میتواند باعث ایجاد لغزندگی و خطر سقوط افراد شود.