نقل مجلس

لغت نامه دهخدا

نقل مجلس. [ ن ُ ل ِ م َ ل ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آجیل و تنقلی که در مجلس مهمانی و شب نشینی صرف کنند. شب چره:
به شب نشینی زندانیان برم حسرت
که نقل مجلسشان دانه های زنجیر است.؟ || مشهور و مذکور مجلس. ( آنندراج ). سخنی که مورد بحث و مایه سرگرمی اهل مجلس و محفلی باشد. کسی که ذکر اعمال و رفتار او موضوع بحث مجلسیان باشد:
میان پسته لبان نقل مجلس این سخن است
که هست شور جهان پسته های قندی ما.آصفی ( از آنندراج ).- نقل مجلس شدن؛ موضوع بحث و گفتگوی محفل و مجلس شدن. زبان زدهمگان شدن. مورد اشاره یا تمسخر دیگران واقع شدن:
در جهان زاهد مرتاض ز بی مغزی ها
نقل مجلس شده است از پی بادامی چند.قبول ( از آنندراج ).|| مسخره. بذله گو. لطیفه گو. || بازی و قمار و لطیفه و بذله و هرچیز خوش آیندی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

آجیل و تنقلی که در مجلس مهمانی و شب نشینی صرف کنند. شب چره.

جمله سازی با نقل مجلس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نهان از پرده های چشم می گریم، نه آن شمعم که سازم نقل مجلس گریه مستانه خود را

💡 بسان نیمه بیضه ز جام نقره تمام که نقل مجلس مستان بط و کبوتر داد

💡 تا حدیث اوست نقل مجلس پیر مغان دل کجا یک لحظه از نقل و شرابش بر کنم

💡 من از حدیث دهان تو لب نخواهم بست که نقل مجلس فرهاد نقل شیرین است

💡 به اندک فرصتی گردد حدیثش نقل مجلس ها چو طوطی هر که دارد در نظر آیینه سیمایی