خانه گیر

لغت نامه دهخدا

خانه گیر. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) بازی چهارم از هفت بازی نرد. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( شرفنامه منیری ) ( غیاث اللغات ):
گفتی که ز خانه ناگزیر است
این نرد نه نرد خانه گیر است.نظامی.مهره خواجه خانه گیر شده
همبساطش گرو پذیر شده.نظامی. || جانوری است شبیه به عنکبوت که لعاب او مردم را هلاک سازد و به عربی رتیلا خوانند. ( برهان قاطع ).
|| ( نف مرکب ) گیرنده خانه. ( شرفنامه منیری ):
عشقت چو در سراچه دل خانه گیر شد
زین پس برون رود خرد از روی اضطرار.ابن یمین.

فرهنگ عمید

گیرندۀ خانه.
* خانه گیر شدن: عشقت چو در سراچهٴ دل خانه گیر شد / زاین پس برون شود خِرَد از وی به اضطرار (ابن یمین: ۲۴۲ ).

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) گیرند. خانه. ۲ - جایگیر متمکن. ۳ - بازی چهارم از هفت بازی نرد.
بازی چهارم از هفت بازی نرد

جمله سازی با خانه گیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جغد به میراث در او خانه گیر گشته بسی جغد در آن خانه پیر

💡 بدو گفت کاکنون ره خانه گیر بیاسای با مردم دلپذیر

💡 هر کس که گشته بر سر کوی تو خانه گیر بادا هزار زیب و تجمل بر آمده

💡 درین کوی اگر مقبلی خانه گیر ازین جیب اگر زنده ای سر برآر

💡 بر سر کوی تو مرا خانه گیر کز سر کوی تو گذاریم نیست

💡 گفتی که ز خانه ناگزیر است این نرد نه نرد خانه گیر است

اندوختن یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
کاندل یعنی چه؟
کاندل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز