لغت نامه دهخدا
نفس پروردن. [ ن َ پ َرْ وَ دَ ] ( مص مرکب ) تسلیم هوای نفس شدن. اطاعت نفس اماره کردن:
نفس پروردن خلاف رای هر عاقل بود
طفل خرما دوست دارد، صبر فرماید حکیم.سعدی.
نفس پروردن. [ ن َ پ َرْ وَ دَ ] ( مص مرکب ) تسلیم هوای نفس شدن. اطاعت نفس اماره کردن:
نفس پروردن خلاف رای هر عاقل بود
طفل خرما دوست دارد، صبر فرماید حکیم.سعدی.
تسلیم هوای نفس شدن. اطاعت نفس اماره کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کار او بهر نفس پروردن روز و شب ریدن است و یا خوردن
💡 تو را با نفس پروردن بود کار همان باشد که بت پرورد باشی