نفاطه

لغت نامه دهخدا

( نفاطة ) نفاطة. [ ن َف ْ فا طَ ] ( ع اِ ) منبت نفت. جای برآمدن نفت. ( از اقرب الموارد ). || معدن نفت. || نوعی از چراغ که بدان چراغ دیگر افروزند. ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ابزاری از مس که بدان نفت و آتش پرتاب کنند. ( از اقرب الموارد ). آلت افکندن نفط به صف دشمن. ( السامی ). || قاروره انداز. ( حبیش تفلیسی ). نفت انداز. ( زمخشری ) ( از دهار ). || بثرة. ( اقرب الموارد ). تاول. آبله. ( یادداشت مؤلف ). ج، نفاطات. || ( اِخ ) نام صورت دوازدهم از صور چهارده گانه فلکی جنوبی و آن را مجمره نیز نامند. ( از مفاتیح ). رجوع به مجمره شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - مونث نفاط. ۲ - مبالغه در نفاط: چون کوهی که عراده رعد و نفاطه برق... و تیر پران بارانش رخنه نکند.

جمله سازی با نفاطه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عراده های باد به بسته ره گذر نفاطه های چرخ به بسته ره امان

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز