نغمه گر

لغت نامه دهخدا

نغمه گر. [ ن َ م َ / م ِ گ َ ] ( ص مرکب ) نغمه سرا. نغمه پرداز. نغمه طراز. سراینده:
بلبل نغمه گر از باغ طرب شد به سفر
گوش بر نوحه زاغان به حضر بگشائید.خاقانی.

فرهنگ فارسی

نغمه سرا ٠ نغمه پرداز ٠ نغمه طراز ٠ سراینده ٠

جمله سازی با نغمه گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گشته با شور حسینی، نغمه گر کسوت عباسیان کرده به بر

💡 در گلستان حقائق که خرد خاموش است بلبل نغمه گر و طوطی خوش گفتاریم

💡 گرستم زمانی بر او زار زار بران گل شدم نغمه گر چون هزار

رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز